auslaugen
شستن با محلول، فرسوده کردن، تحلیل بردن
Beispiele
- Die meisten Inhaltsstoffe waren durch schlechte Lagerung ''ausgelaugt.بیشتر مواد تشکیلدهنده به دلیل نگهداری نامناسب «شسته و از بین رفته» بودند.
- Gegen Abend waren alle ''ausgelaugt,'' so schwer war die Arbeit.نزدیک غروب همه «تحلیل رفته» بودند، کار آنقدر سخت بود.
- Intensive Landwirtschaft ''laugt'' vielerorts Böden ''aus'' und schadet dem Klima.کشاورزی فشرده در بسیاری از نقاط خاک را «فرسوده» میکند و به اقلیم آسیب میزند.
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas auslaugen) / Passiv (ausgelaugt werden)
مواد معدنی یا مغذی از خاک، سنگ یا مادهای دیگر توسط آب یا مایع دیگر شسته و خارج شدن.
- Regenwasser kann den Boden auslaugen und Nährstoffe entfernen.آب باران میتواند خاک را شسته و مواد مغذی را از آن خارج کند.
- Durch ständige Bewässerung können die Mineralien aus dem Gestein ausgelaugt werden.با آبیاری مداوم، مواد معدنی میتوانند از سنگ شسته شوند.
2
Akkusativ (jemanden auslaugen)
کسی را از نظر جسمی یا روحی بسیار خسته و فرسوده کردن، انرژی او را تخلیه کردن.
- Die lange Krankheit hat ihn völlig ausgelaugt.بیماری طولانی او را کاملاً فرسوده کرده است.
- Diese anspruchsvolle Arbeit laugt mich mental aus.این کار پرچالش از نظر ذهنی مرا خسته میکند.