ausleiten
تخلیه کردن، دفع کردن، هدایت کردن (به بیرون)
Beispiele
- Es gibt verschiedene Möglichkeiten und Lösungen, um Schwermetalle wieder ''auszuleiten.روشها و راهحلهای مختلفی برای "تخلیه" فلزات سنگین وجود دارد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را از جایی به بیرون هدایت کردن یا خارج کردن.
- Das Wasser wird aus dem Becken ausgeleitet.آب از حوضچه خارج میشود.
- Die Abgase müssen sicher aus dem Gebäude ausgeleitet werden.گازهای خروجی باید به طور ایمن از ساختمان خارج شوند.
2
Akkusativ
(پزشکی) مواد مضر یا سموم را از بدن خارج کردن، سمزدایی کردن.
- Der Arzt versucht, die Giftstoffe aus dem Körper auszuleiten.پزشک تلاش میکند سموم را از بدن خارج کند.
- Eine spezielle Therapie soll Schwermetalle ausleiten.یک درمان خاص قرار است فلزات سنگین را از بدن دفع کند.