ausleiten

Aussprache: /ˈaʊ̯sleɪ̯tn̩/
Wortzerlegung: aus·lei·ten
فعل

تخلیه کردن، دفع کردن، هدایت کردن (به بیرون)

Beispiele

  • Es gibt verschiedene Möglichkeiten und Lösungen, um Schwermetalle wieder ''auszuleiten.روش‌ها و راه‌حل‌های مختلفی برای "تخلیه" فلزات سنگین وجود دارد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را از جایی به بیرون هدایت کردن یا خارج کردن.

  • Das Wasser wird aus dem Becken ausgeleitet.آب از حوضچه خارج می‌شود.
  • Die Abgase müssen sicher aus dem Gebäude ausgeleitet werden.گازهای خروجی باید به طور ایمن از ساختمان خارج شوند.
2 Akkusativ

(پزشکی) مواد مضر یا سموم را از بدن خارج کردن، سم‌زدایی کردن.

  • Der Arzt versucht, die Giftstoffe aus dem Körper auszuleiten.پزشک تلاش می‌کند سموم را از بدن خارج کند.
  • Eine spezielle Therapie soll Schwermetalle ausleiten.یک درمان خاص قرار است فلزات سنگین را از بدن دفع کند.