Konjugierte Form
قرعهکشی کردن (شکل امری جمع)
معانی و تعاریف auslosten:
- با استفاده از قرعه یا شانس، چیزی یا کسی را انتخاب کردن.
جملات نمونه برای auslosten:
Die Gewinner wurden per Zufall ausgelost.
برندگان به صورت تصادفی قرعهکشی شدند.
Wir müssen noch auslosen, wer den ersten Vortrag hält.
ما هنوز باید قرعهکشی کنیم که چه کسی اولین سخنرانی را انجام میدهد.