ausmachen
خاموش کردن، توافق کردن، تشکیل دادن، اهمیت داشتن، تشخیص دادن، برداشت محصول
Beispiele
- Es war ''ausgemacht,'' im Anzug zu erscheinen.قرار بر این بود که با کت و شلوار ظاهر شویم.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چراغ، دستگاه یا هر وسیله برقی را خاموش کردن.
- Kannst du bitte das Licht ausmachen?میتوانی لطفاً چراغ را خاموش کنی؟
- Vergiss nicht, den Fernseher auszumachen.فراموش نکن تلویزیون را خاموش کنی.
2
Akkusativ
آتش، شمع یا سیگار را خاموش کردن.
- Er hat die Kerze ausgemacht.او شمع را خاموش کرد.
- Bitte machen Sie Ihre Zigarette aus.لطفاً سیگارتان را خاموش کنید.
3
Akkusativ (mit jemandem)
قرار ملاقات یا توافقی را با کسی تعیین کردن.
- Wir haben einen Termin für nächste Woche ausgemacht.ما برای هفته آینده یک قرار ملاقات تعیین کردیم.
- Sie haben ausgemacht, sich um 18 Uhr zu treffen.آنها توافق کردند که ساعت ۱۸ همدیگر را ببینند.
4
Akkusativ
بخشی از چیزی را تشکیل دادن، شامل شدن.
- Diese Gruppe macht einen großen Teil der Bevölkerung aus.این گروه بخش بزرگی از جمعیت را تشکیل میدهد.
- Was macht für dich ein gutes Leben aus?چه چیزی برای تو یک زندگی خوب را تشکیل میدهد؟
5
(es macht aus)
اهمیت داشتن، مهم بودن (غالباً در عبارات منفی یا سوالی).
- Es macht mir nichts aus, wenn du später kommst.برای من مهم نیست اگر دیرتر بیایی.
- Macht es dir etwas aus, wenn ich das Fenster öffne?آیا برایت مهم است اگر پنجره را باز کنم؟
6
Akkusativ
چیزی را در تاریکی یا از دور تشخیص دادن و دیدن.
- Ich konnte im Dunkeln ein Schiff ausmachen.من توانستم در تاریکی یک کشتی را تشخیص دهم.
- Er konnte den Unterschied nicht ausmachen.او نتوانست تفاوت را تشخیص دهد.
7
Akkusativ
محصولات بنشینی و زمینی (مانند سیبزمینی) را از خاک درآوردن.
- Im Herbst werden die Kartoffeln ausgemacht.در پاییز سیبزمینیها از خاک برداشت میشوند.
- Der Bauer macht die Rüben aus.کشاورز چغندرها را از زمین درمیآورد.