ausmachen

Aussprache: /ˈaʊ̯sˌmaxn̩/
Wortzerlegung: aus·ma·chen
فعل

خاموش کردن، توافق کردن، تشکیل دادن، اهمیت داشتن، تشخیص دادن، برداشت محصول

Beispiele

  • Es war ''ausgemacht,'' im Anzug zu erscheinen.قرار بر این بود که با کت و شلوار ظاهر شویم.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چراغ، دستگاه یا هر وسیله برقی را خاموش کردن.

  • Kannst du bitte das Licht ausmachen?می‌توانی لطفاً چراغ را خاموش کنی؟
  • Vergiss nicht, den Fernseher auszumachen.فراموش نکن تلویزیون را خاموش کنی.
2 Akkusativ

آتش، شمع یا سیگار را خاموش کردن.

  • Er hat die Kerze ausgemacht.او شمع را خاموش کرد.
  • Bitte machen Sie Ihre Zigarette aus.لطفاً سیگارتان را خاموش کنید.
3 Akkusativ (mit jemandem)

قرار ملاقات یا توافقی را با کسی تعیین کردن.

  • Wir haben einen Termin für nächste Woche ausgemacht.ما برای هفته آینده یک قرار ملاقات تعیین کردیم.
  • Sie haben ausgemacht, sich um 18 Uhr zu treffen.آن‌ها توافق کردند که ساعت ۱۸ همدیگر را ببینند.
4 Akkusativ

بخشی از چیزی را تشکیل دادن، شامل شدن.

  • Diese Gruppe macht einen großen Teil der Bevölkerung aus.این گروه بخش بزرگی از جمعیت را تشکیل می‌دهد.
  • Was macht für dich ein gutes Leben aus?چه چیزی برای تو یک زندگی خوب را تشکیل می‌دهد؟
5 (es macht aus)

اهمیت داشتن، مهم بودن (غالباً در عبارات منفی یا سوالی).

  • Es macht mir nichts aus, wenn du später kommst.برای من مهم نیست اگر دیرتر بیایی.
  • Macht es dir etwas aus, wenn ich das Fenster öffne?آیا برایت مهم است اگر پنجره را باز کنم؟
6 Akkusativ

چیزی را در تاریکی یا از دور تشخیص دادن و دیدن.

  • Ich konnte im Dunkeln ein Schiff ausmachen.من توانستم در تاریکی یک کشتی را تشخیص دهم.
  • Er konnte den Unterschied nicht ausmachen.او نتوانست تفاوت را تشخیص دهد.
7 Akkusativ

محصولات بنشینی و زمینی (مانند سیب‌زمینی) را از خاک درآوردن.

  • Im Herbst werden die Kartoffeln ausgemacht.در پاییز سیب‌زمینی‌ها از خاک برداشت می‌شوند.
  • Der Bauer macht die Rüben aus.کشاورز چغندرها را از زمین درمی‌آورد.