ausmalen

Aussprache: /ˈaʊ̯smaːlən/
Wortzerlegung: aus·ma·len
فعل

رنگ‌آمیزی کردن، تصور کردن

Beispiele

  • Die Felder sind in verschiedenen Farben ''auszumalen.این فیلدها باید با رنگ‌های مختلف رنگ‌آمیزی شوند.
  • Im Laufe der Jahre ließ der Geschäftsführer der klagenden Partei diese Schwellen und Parkettböden mehrmals neu versiegeln und die Wände neu ''ausmalen''.در طول سال‌ها، مدیر عامل طرف شاکی، این آستانه‌ها و کف‌پوش‌های پارکت را چندین بار مجدداً آب‌بندی کرد و دیوارها را دوباره رنگ‌آمیزی کرد.
  • Ob Sie die gemietete Wohnung beim Auszug ''ausmalen'' müssen, hängt zuerst einmal davon ab, ob dies im Mietvertrag vereinbart wurde, oder nicht.اینکه آیا شما باید هنگام تخلیه آپارتمان اجاره‌ای را رنگ‌آمیزی کنید، ابتدا به این بستگی دارد که آیا این موضوع در قرارداد اجاره توافق شده است یا خیر.

Bedeutungen

1 Akkusativ

یک تصویر یا طرح را با رنگ پر کردن، رنگ‌آمیزی کردن

  • Die Kinder malten ihre Malbücher aus.بچه‌ها کتاب‌های رنگ‌آمیزی خود را رنگ کردند.
  • Er hat das ganze Bild mit leuchtenden Farben ausgemalt.او تمام نقاشی را با رنگ‌های روشن رنگ‌آمیزی کرد.
2 Akkusativ

چیزی را در ذهن خود با جزئیات تصور کردن، به تصویر کشیدن

  • Sie malte sich ihre Zukunft in den schönsten Farben aus.او آینده‌اش را با زیباترین رنگ‌ها در ذهنش تصور کرد.
  • Er malte sich die schlimmsten Szenarien aus.او بدترین سناریوها را در ذهنش مجسم کرد.
3 Akkusativ

چیزی را با جزئیات شرح دادن یا توصیف کردن

  • Er malte die Situation in allen Einzelheiten aus.او وضعیت را با تمام جزئیات شرح داد.
  • Sie malte ihm die Gefahren der Reise aus.او خطرات سفر را برایش تشریح کرد.