ausmalten
رنگ میکردند، نقاشی میکردند
Bedeutungen
1
Akkusativ
یک سطح یا یک تصویر را با رنگ پر کردن.
- Die Kinder malten die Bilder im Malbuch aus.بچهها تصاویر کتاب رنگآمیزی را رنگ کردند.
- Wir müssen das Wohnzimmer noch ausmalen.ما هنوز باید اتاق نشیمن را رنگآمیزی کنیم.
2
Akkusativ
چیزی را در ذهن خود با جزئیات زیاد تصور کردن یا آن را به تفصیل توصیف کردن.
- Er malte sich eine glänzende Zukunft aus.او آیندهای درخشان را برای خود تصور کرد.
- Sie malte die schlimmsten Szenarien aus.او بدترین سناریوها را به تفصیل شرح داد.