ausmanövrieren
از دور خارج کردن، مانور دادن برای از کار انداختن کسی، پیشی گرفتن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas ausmanövrieren)
با مهارت وسیله نقلیه یا فردی را از موقعیت دشوار یا از کنار مانعی عبور دادن/خارج کردن.
- Der erfahrene Fahrer konnte das Hindernis geschickt ausmanövrieren.راننده باتجربه توانست ماهرانه از مانع عبور کند.
- Sie schaffte es, den langsameren Verkehrsteilnehmer elegant ausmanövrieren.او موفق شد با ظرافت از راننده کندتر سبقت بگیرد.
2
Akkusativ (jemanden / etwas ausmanövrieren)
کسی را با مهارت از میدان به در کردن، با حیله بر او چیره شدن، از او پیشی گرفتن (اغلب در رقابت یا سیاست).
- Der Politiker versuchte, seine Rivalen politisch ausmanövrieren.سیاستمدار سعی کرد رقبای خود را از نظر سیاسی کنار بزند.
- In dem Schachspiel hat er seinen Gegner geschickt ausmanövriert.او در بازی شطرنج ماهرانه حریف خود را شکست داد.