ausmassen
اندازهگیری کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
داشتن ابعاد یا وسعت مشخص، بیانگر اندازه فیزیکی یا گستره یک شیء، فضا یا پدیده.
- Das neue Einkaufszentrum wird über 50.000 Quadratmeter Verkaufsfläche ausmessen.مرکز خرید جدید بیش از ۵۰,۰۰۰ متر مربع مساحت فروشگاه خواهد داشت.
- Die Ausdehnung des Waldes, der das Tal umgibt, muss mehrere Kilometer ausmessen.گستردگی جنگلی که دره را احاطه کرده است، باید چندین کیلومتر باشد.
2
Akkusativ
بیانگر میزان، شدت یا اهمیت یک مفهوم انتزاعی یا تأثیر یک رویداد.
- Der Schaden, den der Sturm verursacht hat, wird wahrscheinlich ein beträchtliches Ausmaß ausmessen.میزان خسارتی که طوفان ایجاد کرده است، احتمالاً قابل توجه خواهد بود.
- Die Tragweite seiner Entscheidung wird sich erst in der Zukunft vollständig ausmessen lassen.گستردگی تصمیم او تنها در آینده به طور کامل مشخص خواهد شد.