ausmessen
اندازهگیری کردن (با دقت یا برای تعیین مقدار)
Beispiele
- Kannst Du mir bitte den Zollstock reichen, ich ''messe'' mal die Länge der Wand ''aus.میتوانی لطفا متر را به من بدهی، میخواهم طول دیوار را اندازه بگیرم.
- Reis kocht man mit einem Teil Reis auf zwei Teile Wasser: am besten mit einer Tasse ''ausmessen.برنج را با نسبت یک قسمت برنج به دو قسمت آب میپزند: بهتر است با یک فنجان اندازه بگیرید.
- Während Schönheit subjektiv ist, ist Weiblichkeit ein objektiv. Man kann tatsächlich ein Gesicht ''ausmessen'' und an den Maßen das Geschlecht der Person bestimmen.در حالی که زیبایی ذهنی است، زنانگی امری عینی است. در واقع میتوان یک صورت را اندازهگیری کرد و با اندازههای آن جنسیت فرد را تعیین کرد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
طول، عرض یا ارتفاع چیزی را با ابزار اندازهگیری تعیین کردن
- Er misst den Raum aus, um neue Möbel zu kaufen.او اتاق را اندازه میگیرد تا مبلمان جدید بخرد.
- Wir müssen die Länge des Tisches genau ausmessen.ما باید طول میز را دقیقاً اندازه بگیریم.
2
Akkusativ
مساحت یا حجم چیزی را محاسبه یا تعیین کردن
- Der Architekt misst das Grundstück für den Bau aus.معمار زمین را برای ساخت و ساز مساحتسنجی میکند.
- Sie haben das Volumen des Behälters ausgemessen.آنها حجم ظرف را اندازهگیری کردهاند.
3
Akkusativ / sich + Akkusativ
(مجازی) ارزیابی کردن، سنجیدن (تواناییها، شرایط یا یکدیگر)
- Die Konkurrenten maßen sich gegenseitig aus, bevor der Wettkampf begann.رقبا قبل از شروع مسابقه یکدیگر را ارزیابی کردند.
- Er versucht, die Situation genau auszumessen, um die beste Entscheidung zu treffen.او سعی میکند وضعیت را دقیقاً بسنجد تا بهترین تصمیم را بگیرد.