ausmustern
کنار گذاشتن (به دلیل عدم کارایی)، بازنشسته کردن
Beispiele
- Karl wurde gezogen, aber Heinz haben sie ''ausgemustert''.کارل برای خدمت سربازی فراخوانده شد، اما هاینز را به دلیل عدم کارایی کنار گذاشتند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
از رده خارج کردن، کنار گذاشتن، بازنشسته کردن (تجهیزات، سربازان).
- Die alten Flugzeuge wurden ausgemustert und durch neue ersetzt.هواپیماهای قدیمی از رده خارج شدند و با هواپیماهای جدید جایگزین گشتند.
- Er wurde wegen gesundheitlicher Probleme ausgemustert.او به دلیل مشکلات سلامتی از خدمت سربازی معاف شد.
2
Akkusativ
رد کردن، حذف کردن، جدا کردن (موارد نامناسب، کاندیداها).
- Bei der Qualitätskontrolle werden fehlerhafte Produkte ausgemustert.در کنترل کیفیت، محصولات معیوب حذف میشوند.
- Die Personalabteilung musste viele Bewerber ausmustern.بخش منابع انسانی مجبور شد بسیاری از متقاضیان را رد کند.