فعل
باز کردن (بستهبندی)، فاش کردن (راز)
معانی و تعاریف auspacken:
- چیزی را از بسته یا جعبهاش خارج کردن، باز کردن.
- (عامیانه) رازی را فاش کردن، حرف دل را زدن.
جملات نمونه برای auspacken:
Ich komme an und ''packe'' meine Koffer ''aus.''
میرسم و چمدانهایم را باز میکنم.
Wenn er im Zeugenstand richtig ''auspackt,'' wird es noch weitere Anklagen geben.
اگر او در جایگاه شهود واقعاً لب به اعتراف بگشاید، اتهامات بیشتری مطرح خواهد شد.
Nun ''pack'' schon ''aus''! Wie war es gestern Abend? Habt ihr euch geküsst?
خب دیگه تعریف کن! دیشب چطور بود؟ همدیگه رو بوسیدید؟