ausparken
بیرون آوردن (ماشین از جای پارک)
Beispiele
- Bevor du losfahren kannst, musst du das Auto ''ausparken''.قبل از اینکه بتوانی حرکت کنی، باید ماشین را از جای پارک بیرون بیاوری.
Bedeutungen
1
بدون مفعول یا Akkusativ (مفعول ضمنی)
خودرو را از محل پارک خارج کردن
- Ich muss noch schnell ausparken, dann bin ich da.باید سریع از پارک خارج شوم، بعد میرسم.
- Könnten Sie mir helfen, mein Auto auszuparken?میتوانید کمکم کنید ماشینم را از پارک خارج کنم؟