auspeitschen
شلاق زدن، تازیانه زدن، با شلاق تنبیه کردن
Beispiele
- In Nordamerika wurden die afrikanischen Sklaven zur Bestrafung oft ''ausgepeitscht''.در آمریکای شمالی، بردگان آفریقایی اغلب برای تنبیه شلاق زده میشدند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
با شلاق یا تازیانه به کسی ضربه زدن به عنوان مجازات.
- Im Mittelalter wurden Verbrecher oft öffentlich ausgepeitscht.در قرون وسطی، مجرمان اغلب در ملاء عام شلاق زده میشدند.
- Der Aufseher drohte, die Sklaven auszupeitschen, wenn sie nicht arbeiteten.سرپرست تهدید کرد که اگر بردگان کار نکنند، آنها را شلاق خواهد زد.