ausplappern
لو دادن، فاش کردن، برملا کردن
Beispiele
- Während Leal bereitwillig schlüpfrige Details ''ausplappert,'' hüllt sich die andere Seite in Schweigen.در حالی که لئال جزئیات ناپسند را با میل لو میدهد، طرف دیگر سکوت اختیار میکند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
(راز، اطلاعات محرمانه) را ناخواسته یا از روی بیاحتیاطی فاش کردن یا لو دادن.
- Er hat das Geheimnis aus Versehen ausgeplappert.او راز را ناخواسته لو داد.
- Du darfst das niemandem ausplappern!تو نباید این را به کسی لو بدهی!
2
(intransitiv)
(به ندرت) زیاد و بیهوده حرف زدن، پرحرفی کردن.
- Sie plapperte den ganzen Abend aus, ohne etwas Wichtiges zu sagen.او تمام شب پرحرفی کرد بدون اینکه چیز مهمی بگوید.
- Hör auf, so viel auszuplappern und komm zum Punkt!اینقدر پرحرفی نکن و برو سر اصل مطلب!