ausquartierten
اسبابکشی شده (از جایی به جای دیگر)، تخلیه شده
Bedeutungen
1
Akkusativ
مجبور کردن ساکنان به ترک محل سکونت خود، معمولاً به دلیل تعمیرات، بازسازی، یا دلایل قانونی یا اضطراری.
- Die Bewohner des alten Mietshauses wurden wegen umfassender Sanierungsarbeiten zwangsweise ausquartiert.ساکنان ساختمان اجارهای قدیمی به دلیل تعمیرات اساسی به اجبار تخلیه شدند.
- Nach dem Hochwasser mussten viele Familien aus ihren überfluteten Häusern ausquartiert werden.پس از سیل، بسیاری از خانوادهها مجبور شدند از خانههای سیلزده خود تخلیه شوند.
2
Akkusativ
اسکان دادن یا جابجا کردن افراد یا گروهها به مکانی موقت یا نامناسب، اغلب در شرایط بحرانی یا جنگی.
- Die Flüchtlinge wurden in provisorischen Lagern ausquartiert, bis eine dauerhafte Lösung gefunden werden konnte.پناهندگان تا زمان یافتن راهحل دائمی در اردوگاههای موقت اسکان داده شدند.
- Während der Evakuierung wurden die gefährdeten Einwohner in sichere Zonen ausquartiert.در طول تخلیه، ساکنان در معرض خطر به مناطق امن منتقل شدند.