ausquartierten

Aussprache: /ˌaʊskvaʁˈtiːɐtən/
Wortzerlegung: aus·quar·tier·ten
Deklinierte Form

اسباب‌کشی شده (از جایی به جای دیگر)، تخلیه شده

Bedeutungen

1 Akkusativ

مجبور کردن ساکنان به ترک محل سکونت خود، معمولاً به دلیل تعمیرات، بازسازی، یا دلایل قانونی یا اضطراری.

  • Die Bewohner des alten Mietshauses wurden wegen umfassender Sanierungsarbeiten zwangsweise ausquartiert.ساکنان ساختمان اجاره‌ای قدیمی به دلیل تعمیرات اساسی به اجبار تخلیه شدند.
  • Nach dem Hochwasser mussten viele Familien aus ihren überfluteten Häusern ausquartiert werden.پس از سیل، بسیاری از خانواده‌ها مجبور شدند از خانه‌های سیل‌زده خود تخلیه شوند.
2 Akkusativ

اسکان دادن یا جابجا کردن افراد یا گروه‌ها به مکانی موقت یا نامناسب، اغلب در شرایط بحرانی یا جنگی.

  • Die Flüchtlinge wurden in provisorischen Lagern ausquartiert, bis eine dauerhafte Lösung gefunden werden konnte.پناهندگان تا زمان یافتن راه‌حل دائمی در اردوگاه‌های موقت اسکان داده شدند.
  • Während der Evakuierung wurden die gefährdeten Einwohner in sichere Zonen ausquartiert.در طول تخلیه، ساکنان در معرض خطر به مناطق امن منتقل شدند.