ausrangieren

Aussprache: /aʊsraŋˈʒiːrən/
Wortzerlegung: aus·ran·gie·ren
فعل

از رده خارج کردن، کنار گذاشتن (چیزی که دیگر کاربردی ندارد)، خارج کردن وسیله نقلیه با جابجایی

Beispiele

  • Seine alten Sachen ''rangierte'' er ''aus.وسایل قدیمی‌اش را از رده خارج کرد.
  • Der Speisewagen wurde in Moskau ''ausrangiert'' und gegen einen Schlafwagen getauscht.واگن غذا در مسکو از رده خارج شد و با یک واگن خواب تعویض گردید.

Bedeutungen

1 Akkusativ

از رده خارج کردن، کنار گذاشتن (چیزی قدیمی یا غیرقابل استفاده)

  • Das alte Auto wurde ausrangiert und durch ein neues ersetzt.ماشین قدیمی از رده خارج شد و با یک ماشین جدید جایگزین شد.
  • Viele Firmen müssen alte Computer ausrangieren.بسیاری از شرکت‌ها مجبورند کامپیوترهای قدیمی را از رده خارج کنند.
2 Akkusativ

(مجازی) بازنشسته کردن، کنار گذاشتن (شخص، از کار یا موقعیت)

  • Der Trainer hat den alten Spieler ausrangiert.مربی بازیکن قدیمی را کنار گذاشت (از تیم خارج کرد).
  • Nach vielen Jahren harter Arbeit wurde er ausrangiert.پس از سال‌ها کار سخت، او بازنشسته شد (کنار گذاشته شد).