ausrauschen
رد شدن، عبور کردن (ناخواسته یا بدون کنترل)، خارج شدن
Beispiele
- Die Enden werden dann derart verschmolzen, dass sie eine Verdickung bilden, damit die Knoten nicht ''ausrauschen.انتهای آنها به گونهای به هم جوش میخورند که ضخامتی ایجاد میکنند تا گرهها "خارج نشوند".
Bedeutungen
1
aus + Dativ
با صدای بلند یا به سرعت از جایی خارج شدن، فوران کردن.
- Das Wasser rauschte aus dem Rohr aus.آب با صدا از لوله بیرون فوران کرد.
- Die Gäste rauschten nach der Party aus dem Saal aus.مهمانان پس از مهمانی با عجله از سالن خارج شدند.