die Ausreise
خروج از کشور، سفر خروجی
Beispiele
- Viele mussten lange warten, bis ihnen die ''Ausreise'' aus der DDR genehmigt wurde.بسیاری مجبور بودند مدت طولانی منتظر بمانند تا اجازه خروج از آلمان شرقی به آنها داده شود.
- Wer bis jetzt keine Möglichkeit zur ''Ausreise'' gefunden hat, rechnet damit, als Pole zu sterben.هر کس تا کنون فرصتی برای خروج از کشور پیدا نکرده است، انتظار دارد که به عنوان یک لهستانی بمیرد.