ausrippen
رگبرگها را جدا کردن، جدا کردن رگبرگ اصلی
Beispiele
- Die reifen Blätter werden abgepflückt, ''ausgerippt,'' getrocknet und in Bündel zusammengebunden.برگهای رسیده چیده شده، رگبرگ اصلی آنها جدا شده، خشک میشوند و به صورت دستههایی بسته میشوند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
دندهها یا استخوانها را از چیزی (مانند گوشت یا یک سازه) جدا کردن یا بیرون آوردن.
- Der Metzger rippt das Fleisch sorgfältig aus.قصاب گوشت را با دقت دنده/استخوانزدایی میکند.
- Man muss die alten Rippen aus dem Boot ausrippen, bevor man neue einbaut.باید دندههای قدیمی را از قایق جدا کرد، قبل از اینکه دندههای جدید نصب شوند.