aussässen
مستثنی میکردند، حذف میکردند
Bedeutungen
1
kein Fall (intransitiv)
در معرض دید یا دیدرس بودن، به ویژه در فضای باز یا در مکانی عمومی.
- Das alte Schloss sass einsam auf dem Hügel aus.قلعه قدیمی به تنهایی بر فراز تپه نمایان بود.
- Die Vögel sassen auf den Ästen des Baumes aus.پرندگان بر شاخههای درخت نشسته بودند.
2
kein Fall (intransitiv)
در مورد یک بیماری یا وضعیت ناخوشایند، پس از یک دوره نهفتگی یا بهبودی موقت، دوباره ظاهر شدن یا عود کردن.
- Nach einer kurzen Besserung sassen seine Symptome wieder aus.پس از بهبودی کوتاه، علائم او دوباره ظاهر شدند.
- Die Krankheit sass nach Monaten der Ruhe wieder aus.بیماری پس از ماهها سکوت دوباره عود کرد.