ausschiessen
شلیک کردن، تمام کردن، خارج شدن
Bedeutungen
1
Akkusativ
با شلیک گلوله از سلاح خارج کردن یا از بین بردن چیزی یا کسی؛ حذف کردن از طریق شلیک.
- Der Soldat wurde wegen Ungehorsams aus der Armee ausgeschossen.سرباز به دلیل نافرمانی از ارتش اخراج شد (با شلیک بیرون انداخته شد).
- Die feindlichen Stellungen wurden durch Artilleriebeschuss vollständig ausgeschossen.مواضع دشمن از طریق آتش توپخانه کاملاً منهدم شد.
2
Akkusativ
به پایان رساندن یا به نتیجه رساندن یک فرآیند یا فعالیت، اغلب با موفقیت یا با صرف انرژی زیاد.
- Er hat das Projekt mit Bravour ausgeschossen und alle Erwartungen übertroffen.او پروژه را با شایستگی به پایان رساند و از تمام انتظارات فراتر رفت.
- Nach jahrelanger Forschung konnte sie endlich ihre bahnbrechende Entdeckung ausschießen.پس از سالها تحقیق، او سرانجام توانست اکتشاف پیشگامانه خود را به ثمر برساند.
3
Akkusativ
چیزی را به هدر دادن یا از دست دادن، به ویژه زمان، انرژی یا منابع، اغلب به دلیل عدم کارایی یا تصمیمات نادرست.
- Durch ineffiziente Planung wurde wertvolle Zeit und Geld ausgeschossen.از طریق برنامهریزی ناکارآمد، زمان و پول ارزشمند به هدر رفت.
- Er bedauerte, seine Jugend und seine Talente in einem sinnlosen Unterfangen ausgeschossen zu haben.او از اینکه جوانی و استعدادهای خود را در یک تلاش بیمعنی به هدر داده بود، ابراز تأسف کرد.