ausschiffen

Aussprache: /ˈaʊ̯sˌʃɪfn̩/
Wortzerlegung: aus·schif·fen
فعل

پیاده کردن (از کشتی)، تخلیه کردن (بار از کشتی)؛ پیاده شدن (از کشتی)، به خشکی آمدن

Beispiele

  • Die meisten Überlebenden wurden in Saßnitz auf Rügen, in Kolberg und Swinemünde ''ausgeschifft''.بیشتر بازماندگان در زاسنیتس در روگن، در کولبرگ و اشوینه‌مونده پیاده شدند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

پیاده کردن از کشتی، تخلیه کردن از کشتی (کسی یا چیزی را)

  • Die Matrosen schifften die Ladung im Hafen aus.ملوانان بار را در بندر از کشتی پیاده کردند.
  • Die Passagiere wurden im Hafen ausgeschifft.مسافران در بندر پیاده شدند.
2 sich ausschiffen

پیاده شدن از کشتی (خود فرد)

  • Wir schifften uns in Venedig aus.ما در ونیز از کشتی پیاده شدیم.
  • Die Reisenden schifften sich nach einer langen Fahrt aus.مسافران پس از سفری طولانی از کشتی پیاده شدند.