ausschiffen
پیاده کردن (از کشتی)، تخلیه کردن (بار از کشتی)؛ پیاده شدن (از کشتی)، به خشکی آمدن
Beispiele
- Die meisten Überlebenden wurden in Saßnitz auf Rügen, in Kolberg und Swinemünde ''ausgeschifft''.بیشتر بازماندگان در زاسنیتس در روگن، در کولبرگ و اشوینهمونده پیاده شدند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
پیاده کردن از کشتی، تخلیه کردن از کشتی (کسی یا چیزی را)
- Die Matrosen schifften die Ladung im Hafen aus.ملوانان بار را در بندر از کشتی پیاده کردند.
- Die Passagiere wurden im Hafen ausgeschifft.مسافران در بندر پیاده شدند.
2
sich ausschiffen
پیاده شدن از کشتی (خود فرد)
- Wir schifften uns in Venedig aus.ما در ونیز از کشتی پیاده شدیم.
- Die Reisenden schifften sich nach einer langen Fahrt aus.مسافران پس از سفری طولانی از کشتی پیاده شدند.