ausschildern
تابلوگذاری کردن، علامتگذاری کردن (با تابلو)
Beispiele
- Der Weg zum Hotel ist neu ''ausgeschildert'' worden.مسیر هتل دوباره تابلوگذاری شده است.
- In jüngster Zeit hat die Inselregierung damit begonnen, alte Dorfverbindungswege auf Lanzarote und La Graciosa zu restaurieren und nach internationaler Norm ''auszuschildern''.اخیراً دولت جزیره شروع به بازسازی و تابلوگذاری مسیرهای قدیمی دهکده در لانزاروته و لا گراسیوسا طبق استاندارد بینالمللی کرده است.
Bedeutungen
1
Akkusativ
یک مسیر، جاده یا منطقه را با تابلوها یا علائم مشخص کردن تا جهتیابی آسان شود.
- Der Wanderweg ist gut ausgeschildert.مسیر پیادهروی به خوبی تابلوگذاری شده است.
- Die Umleitung wurde wegen Bauarbeiten ausgeschildert.مسیر انحرافی به دلیل کارهای ساختمانی علامتگذاری شد.