فعل
به تدریج قطع کردن (دارو)، کمکم کنار گذاشتن
معانی و تعاریف ausschleichen:
- یواشکی و بدون جلب توجه از جایی خارج شدن یا فرار کردن
- به تدریج مصرف دارو یا درمانی را قطع کردن
جملات نمونه برای ausschleichen:
Bei Psychopharmaka ist ein ''Ausschleichen'' anzuraten.
برای داروهای روانپزشکی، قطع تدریجی توصیه میشود.
Die Ärztin verordnete eine ''ausschleichende'' Dosierung über einige Monate hinweg.
پزشک دوز دارو را به صورت تدریجی طی چند ماه تجویز کرد.
Bestimmte Medikamente sollte man nicht plötzlich absetzen, sondern ''ausschleichen''.
نباید برخی داروها را ناگهان قطع کرد، بلکه باید آنها را به تدریج کنار گذاشت.