ausschmücken
تزئین کردن، آراستن؛ (برای داستان) شاخ و برگ دادن
Beispiele
- Wir müssen noch die Halle für die Feier ''ausschmücken.ما هنوز باید سالن را برای جشن تزئین کنیم.
- Er ''schmückt'' seine Erzählungen immer ein bisschen zu viel ''aus.او همیشه داستانهایش را کمی بیش از حد شاخ و برگ میدهد.
Bedeutungen
1
Akkusativ (mit + Dativ)
چیزی را تزئین کردن، آراستن
- Sie schmückte den Raum mit Blumen aus.او اتاق را با گل تزئین کرد.
- Die Kinder haben den Weihnachtsbaum ausgeschmückt.بچهها درخت کریسمس را تزئین کردند.
2
Akkusativ
به یک داستان یا گزارش شاخ و برگ دادن، آن را با جزئیات اضافی (اغلب غیرواقعی) جذابتر کردن
- Er neigt dazu, seine Geschichten auszuschmücken.او تمایل دارد داستانهایش را شاخ و برگ دهد.
- Die Zeugin schmückte ihre Aussage mit vielen Details aus.شاهد اظهاراتش را با جزئیات زیادی شاخ و برگ داد.