ausschmücken

Aussprache: /ˈaʊsˌʃmʏkn̩/
Worttrennung: aus·schmü·cken
فعل

تزئین کردن، آراستن؛ (برای داستان) شاخ و برگ دادن

Beispiele

  • Wir müssen noch die Halle für die Feier ''ausschmücken.ما هنوز باید سالن را برای جشن تزئین کنیم.
  • Er ''schmückt'' seine Erzählungen immer ein bisschen zu viel ''aus.او همیشه داستان‌هایش را کمی بیش از حد شاخ و برگ می‌دهد.

Bedeutungen

1 Akkusativ (mit + Dativ)

چیزی را تزئین کردن، آراستن

  • Sie schmückte den Raum mit Blumen aus.او اتاق را با گل تزئین کرد.
  • Die Kinder haben den Weihnachtsbaum ausgeschmückt.بچه‌ها درخت کریسمس را تزئین کردند.
2 Akkusativ

به یک داستان یا گزارش شاخ و برگ دادن، آن را با جزئیات اضافی (اغلب غیرواقعی) جذاب‌تر کردن

  • Er neigt dazu, seine Geschichten auszuschmücken.او تمایل دارد داستان‌هایش را شاخ و برگ دهد.
  • Die Zeugin schmückte ihre Aussage mit vielen Details aus.شاهد اظهاراتش را با جزئیات زیادی شاخ و برگ داد.