ausschmieren

Aussprache: /ˈaʊ̯sˌʃmiːʁən/
Wortzerlegung: aus·schmie·ren
فعل

چرب کردن (داخل ظرف)، مالیدن (روغن یا کره)، زیرآب زدن، بدنام کردن

Beispiele

  • Da gab es die tollsten Dinge: Da hieß es, mit ein bißchen Fett den Topf ''ausschmieren'', dann brennt sie nicht an.برای اینکه نچسبد، داخل قابلمه را با کمی چربی چرب کنید.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی (مانند کره، مربا) را به طور یکنواخت روی سطحی پخش کردن یا مالیدن.

  • Er schmiert Butter auf sein Brot aus.او کره را روی نانش پخش می‌کند.
  • Sie hat die Creme auf dem Kuchen ausgeschmiert.او کرم را روی کیک پخش کرد.
2 Akkusativ

(محاوره، منفی) چیزی را سریع و بی‌دقت، اغلب طولانی یا خسته‌کننده، نوشتن.

  • Er hat einen langen Bericht ausgeschmiert.او یک گزارش طولانی را سرسری نوشت.
  • Sie musste noch schnell ein paar Zeilen ausschmieren.او مجبور بود چند خط را سریع بنویسد.
3 Akkusativ

(مجازی، منفی) آبروی کسی را بردن، بدنام کردن.

  • Er versucht, seinen Konkurrenten in der Presse auszuschmieren.او سعی می‌کند رقیبش را در مطبوعات بدنام کند.
  • Man sollte niemanden ohne Grund ausschmieren.نباید کسی را بی‌دلیل بدنام کرد.