ausschweigen
سکوت کردن، لب فروبستن، چیزی نگفتن، از بیان موضوع خودداری کردن
Beispiele
- Und die Verteidiger der vier Männer, die sich zu den zum Teil massiven Vorwürfen beharrlich ''ausschweigen,'' lassen nicht locker.و وکلای مدافع چهار مرد که در قبال اتهامات عمدتاً سنگین «سکوت اختیار کردهاند»، دست برنمیدارند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
در مورد چیزی سکوت کردن، چیزی را مسکوت گذاشتن
- Er hat die wichtigen Details ausgeschwiegen.او جزئیات مهم را مسکوت گذاشت.
- Man sollte die Wahrheit nicht ausschweigen.نباید حقیقت را پنهان کرد (با سکوت).
2
Akkusativ
چیزی را با سکوت سرکوب کردن یا نادیده گرفتن
- Die Geschichte wurde lange ausgeschwiegen.این تاریخ برای مدت طولانی مسکوت گذاشته شد.
- Solche Verbrechen dürfen nicht ausgeschwiegen werden.چنین جنایاتی نباید با سکوت نادیده گرفته شوند.