ausschweissen

Aussprache: /ˈaʊ̯sˌʃvaɪ̯sn̩/
Wortzerlegung: aus·sch·weis·sen
Wort

جوشکاری کردن (برای پر کردن یا ترمیم)

Bedeutungen

1 Akkusativ

با جوشکاری، یک قطعه را از یک ساختار بزرگتر جدا کردن یا یک سوراخ را پر کردن

  • Der Mechaniker musste die alte Halterung ausschweißen und eine neue einsetzen.مکانیک مجبور شد پایه قدیمی را جوشکاری کرده و جدا کند و یک پایه جدید نصب کند.
  • Man kann Risse im Metall durch Ausschweißen reparieren.می‌توان ترک‌های فلز را با جوشکاری پر کردن و تعمیر کرد.
2 Akkusativ

چیزی را از طریق عرق کردن از بدن دفع کردن (مجازی)

  • Er versuchte, die Krankheit durch intensives Training auszuschweißen.او سعی کرد بیماری را با تمرین شدید از بدن خود دفع کند (با عرق کردن).
  • Manche glauben, man kann Stress ausschweißen.برخی معتقدند که می‌توان استرس را با عرق کردن از بین برد.