aussondern
جدا کردن، کنار گذاشتن، حذف کردن (نامناسبها)
Beispiele
- Eine Alternative scheint nicht offenzustehen – droht bei Versäumnis doch der Zwang zur ‚Triage‘, in der wir Menschen zum Sterbenlassen ''aussondern'', obwohl wir sie prinzipiell hätten retten können.به نظر نمیرسد جایگزینی وجود داشته باشد - در غیر این صورت خطر اجبار به «تریاژ» وجود دارد، جایی که ما انسانها را برای مردن «کنار میگذاریم»، اگرچه از نظر اصولی میتوانستیم آنها را نجات دهیم.
Bedeutungen
1
Akkusativ
جدا کردن، تفکیک کردن (معمولاً چیزهای نامناسب، معیوب یا غیرقابل استفاده را از بقیه)
- Die defekten Produkte müssen ausgesondert werden.محصولات معیوب باید جدا شوند.
- Er sonderte die schlechten Äpfel aus dem Korb aus.او سیبهای بد را از سبد جدا کرد.
2
Akkusativ
کنار گذاشتن، حذف کردن (معمولاً به دلیل قدیمی بودن، ناکارآمدی یا عدم نیاز)
- Alte Maschinen werden ausgesondert und durch neue ersetzt.ماشینهای قدیمی کنار گذاشته میشوند و با جدید جایگزین میشوند.
- Der Verein musste einige Spieler aus dem Kader aussondern.باشگاه مجبور شد برخی از بازیکنان را از ترکیب حذف کند.