ausspähen
جاسوسی کردن، مخفیانه زیر نظر داشتن، با دقت نگاه کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas ausspähen)
مکانی، موقعیت دشمن یا منطقهای را برای جمعآوری اطلاعات شناسایی یا جاسوسی کردن.
- Die Spione versuchten, die feindlichen Stellungen auszuspähen.جاسوسان سعی کردند مواضع دشمن را شناسایی کنند.
- Er spähte vom Hügel aus das Tal aus, um mögliche Gefahren zu erkennen.او از بالای تپه دره را زیر نظر گرفت تا خطرات احتمالی را تشخیص دهد.
2
Akkusativ (jemanden / etwas ausspähen)
اطلاعات یا اسرار را از طریق جاسوسی یا مشاهده دقیق کشف کردن.
- Sie hat durch geschicktes Fragen die geheimen Pläne ausgespäht.او با پرسوجوی ماهرانه، نقشههای مخفی را کشف کرد.
- Der Journalist spionierte die Informationen aus, die er für seinen Artikel brauchte.روزنامهنگار اطلاعاتی را که برای مقالهاش لازم داشت، از طریق جاسوسی به دست آورد.