ausspielen
رو کردن (کارت)، (gegeneinander) دو نفر را علیه هم تحریک کردن، از تمام توان استفاده کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
کارت یا ترامپ مهمی را در بازی رو کردن یا نقاط قوت خود را به کار بستن
- Er hat seine höchste Karte im richtigen Moment ausgespielt.او بالاترین کارتش را در لحظه مناسب رو کرد.
- Die Firma konnte ihre Vorteile auf dem Markt voll ausspielen.شرکت توانست از مزایای خود در بازار به طور کامل استفاده کند.
2
Akkusativ + gegen + Akkusativ
دو گروه یا شخص را علیه یکدیگر قرار دادن و از اختلافشان سود بردن
- Er versucht ständig, die Kollegen gegeneinander auszuspielen.او دائماً سعی میکند همکاران را علیه یکدیگر تحریک و بازی دهد.