ausspionieren
جاسوسی کردن، اطلاعات پنهانی به دست آوردن
Beispiele
- Hatte er sie raffiniert beobachtet und das Versteck ''ausspioniert''?آیا او با زیرکی آنها را زیر نظر گرفته و مخفیگاه را جاسوسی کرده بود؟
Bedeutungen
1
Akkusativ
جاسوسی کردن، اطلاعات جمعآوری کردن (درباره کسی/چیزی)
- Der Geheimdienst hat den Verdächtigen ausspioniert.سرویس اطلاعاتی از مظنون جاسوسی کرده است.
- Man versucht, die Konkurrenz auszuspionieren, um Vorteile zu erzielen.تلاش میشود از رقبا جاسوسی شود تا مزیتهایی به دست آید.