der Ausstand

Aussprache: /ˈaʊ̯sʃtant/
Worttrennung: Ausstand
اسم

اعتصاب، مهمانی خداحافظی (بازنشستگی یا ترک کار)

Bedeutungen

1

توقف کار توسط کارگران یا کارکنان به عنوان اعتراض به شرایط کاری یا دستمزد، که به منظور دستیابی به خواسته‌هایشان صورت می‌گیرد؛ اعتصاب.

  • Die Gewerkschaft rief die Arbeiter zum Ausstand auf.اتحادیه کارگران را به اعتصاب فراخواند.
  • Wegen des Ausstands kam es zu erheblichen Verzögerungen im öffentlichen Nahverkehr.به دلیل اعتصاب، تأخیرهای قابل توجهی در حمل و نقل عمومی رخ داد.
  • Ein unbefristeter Ausstand wurde angekündigt.اعتصابی نامحدود اعلام شد.
2

مهمانی یا جشنی که به مناسبت پایان یافتن دوره کاری یک فرد (به دلیل بازنشستگی یا ترک شغل) برگزار می‌شود؛ خداحافظی با همکاران.

  • Wir organisieren einen kleinen Ausstand für unseren Kollegen, der in Rente geht.ما برای همکارمان که بازنشسته می‌شود، یک مهمانی خداحافظی کوچک ترتیب می‌دهیم.
  • Nach 40 Jahren im Unternehmen gab es einen feierlichen Ausstand.پس از ۴۰ سال کار در شرکت، یک مهمانی خداحافظی باشکوه برگزار شد.
  • Der Ausstand war eine nette Geste, um ihm für seine Dienste zu danken.این مهمانی خداحافظی حرکتی دوستانه برای تشکر از خدمات او بود.