ausstallieren
ایراد گرفتن، انتقاد کردن، عیبجویی کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas)
چیزی را برای نمایش یا فروش در یک غرفه، ویترین یا نمایشگاه قرار دادن.
- Der Künstler stallierte seine neuesten Werke in der Galerie aus.هنرمند جدیدترین آثارش را در گالری به نمایش گذاشت.
- Die Händler stallierten ihre Waren auf dem Markt aus.بازرگانان کالاهای خود را در بازار به نمایش گذاشتند.