ausströmen
متصاعد شدن، تراوش کردن، فوران کردن
Beispiele
- Aus der Grube ''strömt'' Methangas ''aus''.از گودال گاز متان "متصاعد میشود".
- Beim Meditieren konzentriert man sich auf den ''ausströmenden'' Atem.در هنگام مدیتیشن، بر نفس "متصاعد شونده" تمرکز میکنید.
- Die Kleider ''strömen'' einen sehr unangenehmen Geruch ''aus''.لباسها بوی بسیار ناخوشایندی "متصاعد میکنند".
- Sie ''strömt'' so eine Ruhe ''aus'', das ist ganz phantastisch, das einmal selbst vor Ort erleben zu dürfen.او آرامشی را "متصاعد میکند" که فوقالعاده است، اینکه بتوان آن را شخصاً در محل تجربه کرد.
Bedeutungen
1
بدون مفعول یا Akkusativ (برای چیزی که متصاعد میشود)
چیزی (مانند بو، گاز، گرما) از یک منبع به بیرون پخش شدن.
- Ein angenehmer Duft strömte aus der Küche aus.بوی دلپذیری از آشپزخانه متصاعد شد.
- Aus dem undichten Rohr strömte Gas aus.از لوله نشتی گاز متصاعد میشد.
2
Akkusativ
نور، انرژی یا مایعات را به بیرون فرستادن یا تراوش کردن.
- Die Sonne strömt Wärme und Licht aus.خورشید گرما و نور ساطع میکند.
- Die Pflanze strömt einen klebrigen Saft aus.گیاه شیرهای چسبناک تراوش میکند.