ausstrahlen

Aussprache: /ˈaʊ̯sʃtraːlən/
Wortzerlegung: ausstrah·len
فعل

ساطع کردن، تاباندن، متصاعد کردن، بازتاب دادن

Beispiele

  • Tschernobyl ''strahlt'' noch bis heute Radioaktivität ''aus.چرنوبیل هنوز هم تا به امروز رادیواکتیو ساطع می‌کند.
  • Er ''strahlt'' Ruhe ''aus.او آرامش ساطع می‌کند.
  • In diesem Moment ''strahlte'' sie nichts anders als reine Panik ''aus.در آن لحظه او چیزی جز وحشت محض از خود بروز نمی‌داد.
  • Als habe jemand einen Schalter umgelegt, war es wieder da, das Charisma, das er schon in Chicago ''ausgestrahlt hatte.گویی کسی کلیدی را زده بود، و آن کاریسما که او قبلاً در شیکاگو از خود بروز داده بود، دوباره بازگشت.

Bedeutungen

1 etwas (Akkusativ)

نور، گرما، انرژی یا امواج را منتشر کردن؛ تابش کردن.

  • Die Sonne strahlt Wärme und Licht aus.خورشید گرما و نور ساطع می‌کند.
  • Der Sender strahlt seine Programme weltweit aus.این ایستگاه برنامه‌های خود را در سراسر جهان پخش می‌کند.
2 etwas (Akkusativ)

یک برنامه رادیویی یا تلویزیونی را پخش کردن.

  • Der Film wird heute Abend im Fernsehen ausgestrahlt.این فیلم امشب از تلویزیون پخش خواهد شد.
  • Die Nachrichten werden um 20 Uhr ausgestrahlt.اخبار ساعت ۸ شب پخش می‌شود.
3 etwas (Akkusativ)

یک حس، ویژگی یا تأثیر خاص را از خود نشان دادن یا به دیگران منتقل کردن.

  • Sie strahlt eine unglaubliche Ruhe aus.او آرامش باورنکردنی از خود ساطع می‌کند.
  • Der Künstler strahlte eine besondere Aura aus.هنرمند هاله‌ای خاص از خود نشان می‌داد.