ausstreckten
دراز کردند، کشیدند
Bedeutungen
1
Akkusativ (مفعول مستقیم)
اندامها یا بدن را به طور کامل کشیدن، اغلب برای رفع خستگی، انجام حرکتی یا نشان دادن حالتی.
- Nach dem langen Schlaf streckte er seine Glieder genüsslich aus.پس از خواب طولانی، او اعضای بدنش را با لذت کشید.
- Der Athlet streckte seine Arme zum Himmel, um den Sieg zu feiern.ورزشکار برای جشن گرفتن پیروزی، بازوان خود را به سوی آسمان دراز کرد.
2
Akkusativ (مفعول مستقیم)
گسترش دادن، بسط دادن (مفاهیم، قلمرو، نفوذ)؛ دامنه چیزی را وسیعتر کردن.
- Das Unternehmen streckte seine Fühler in neue Märkte aus, um seine globale Präsenz zu erweitern.شرکت برای گسترش حضور جهانی خود، فعالیتهایش را به بازارهای جدید بسط داد.
- Die diplomatischen Bemühungen streckten sich über mehrere Monate, um eine friedliche Lösung zu erzielen.تلاشهای دیپلماتیک برای دستیابی به راهحلی مسالمتآمیز، چندین ماه به طول انجامید.