ausufern

Aussprache: /ˈaʊ̯sˌʔuːfɐn/
Wortzerlegung: aus·ufern
فعل

طغیان کردن (رودخانه)، از کنترل خارج شدن، از حد گذشتن

Beispiele

  • Der mitgeführte Sand sedimentiert in Niedrigwasserphasen, wodurch das Flussbett höher wird. Dies führt dazu, dass der Fluss bei erhöhtem Wasserstand schneller ''ausufert'' und Überflutungen häufig sind.شن و ماسه حمل شده در فازهای کم‌آبی رسوب می‌کند و باعث بالا آمدن بستر رودخانه می‌شود. این امر منجر به این می‌شود که رودخانه در سطح آب بالا سریع‌تر طغیان کند و سیلاب‌ها مکرر باشند.

Bedeutungen

1 intransitiv

رودخانه یا آب از کناره‌های خود سرریز شود و به اطراف گسترش یابد.

  • Nach dem starken Regen ist der Fluss ausgeufert.پس از باران شدید، رودخانه طغیان کرد.
  • Die Elbe ufert bei Hochwasser oft aus.رودخانه البه در زمان سیل اغلب طغیان می‌کند.
2 intransitiv

چیزی (مانند بحث، پروژه) از حد و مرز خود خارج شود، بیش از حد گسترش یابد یا از کنترل خارج شود.

  • Die Diskussion ist völlig ausgeufert.بحث کاملاً از کنترل خارج شد.
  • Man muss aufpassen, dass das Projekt nicht ausufert.باید مراقب بود که پروژه از حد خود فراتر نرود.