ausverhandeln
مذاکره کردن تا حصول نتیجه، توافق کردن
Beispiele
- Ende Mai änderte sich die Situation schlagartig: Der Vertrag war unterschriftsreif ''ausverhandelt''.قرارداد تا پایان ماه مه به طور کامل مذاکره شد و آماده امضا بود.
Bedeutungen
1
Akkusativ
مذاکره کردن تا به یک نتیجه یا توافق نهایی رسیدن؛ به طور کامل مذاکره کردن.
- Wir müssen den Vertrag noch ausverhandeln.ما هنوز باید در مورد قرارداد مذاکره کنیم (و به نتیجه برسانیم).
- Die Parteien haben die Details des Abkommens erfolgreich ausverhandelt.طرفین جزئیات توافق را با موفقیت مذاکره و نهایی کردند.