der Auswärtiger

Aussprache: /ˈaʊ̯sˌvɛʁtɪɡɐ/
Worttrennung: Aus·wär·ti·ger
اسم

خارجی، غریبه، کسی که از جای دیگری آمده است

Bedeutungen

1

شخصی که اهل یا ساکن محل یا کشوری دیگر است؛ بیگانه یا خارجی.

  • Als Auswärtiger musste er sich erst an die lokalen Gebräuche gewöhnen.او به عنوان یک خارجی، ابتدا مجبور بود با رسوم محلی خو بگیرد.
  • Der Auswärtige wurde freundlich empfangen und fühlte sich bald zu Hause.فرد خارجی با خوشرویی مورد استقبال قرار گرفت و به زودی احساس راحتی کرد.
  • Die Stadt zog viele Auswärtige an, die hier Arbeit suchten.این شهر بسیاری از خارجی‌ها را جذب می‌کرد که به دنبال کار در اینجا بودند.