auswärts
به بیرون، در خارج، در جای دیگر
Bedeutungen
1
خارج از خانه یا محل سکونت؛ در مکانی دیگر، به ویژه برای کار، سفر یا اقامت موقت.
- Er arbeitet seit einem Jahr auswärts.او یک سال است که در خارج از خانه کار میکند.
- Wir essen heute Abend auswärts.امشب بیرون غذا میخوریم.
- Viele Studenten wohnen während des Studiums auswärts.بسیاری از دانشجویان در طول تحصیل در خارج از خانه اقامت دارند.
2
در ورزش، به معنای بازی کردن در زمین حریف.
- Morgen spielt unsere Mannschaft auswärts gegen den Tabellenführer.فردا تیم ما در زمین حریف مقابل صدرنشین بازی میکند.
- Die Auswärtsspiele sind oft schwieriger.بازیهای خارج از خانه اغلب دشوارتر هستند.
- Sie haben das Spiel auswärts mit 2:0 gewonnen.آنها بازی خارج از خانه را با نتیجه ۲ بر صفر بردند.