auswärts

Aussprache: /ˈaʊ̯svɛɐ̯t͡s/
Worttrennung: aus·wärts
قید

به بیرون، در خارج، در جای دیگر

Bedeutungen

1

خارج از خانه یا محل سکونت؛ در مکانی دیگر، به ویژه برای کار، سفر یا اقامت موقت.

  • Er arbeitet seit einem Jahr auswärts.او یک سال است که در خارج از خانه کار می‌کند.
  • Wir essen heute Abend auswärts.امشب بیرون غذا می‌خوریم.
  • Viele Studenten wohnen während des Studiums auswärts.بسیاری از دانشجویان در طول تحصیل در خارج از خانه اقامت دارند.
2

در ورزش، به معنای بازی کردن در زمین حریف.

  • Morgen spielt unsere Mannschaft auswärts gegen den Tabellenführer.فردا تیم ما در زمین حریف مقابل صدرنشین بازی می‌کند.
  • Die Auswärtsspiele sind oft schwieriger.بازی‌های خارج از خانه اغلب دشوارتر هستند.
  • Sie haben das Spiel auswärts mit 2:0 gewonnen.آنها بازی خارج از خانه را با نتیجه ۲ بر صفر بردند.