der Auswuchs
رشد غیرطبیعی/تومور؛ جوانه زدن زودرس؛ پیامد/نتیجه منفی
Bedeutungen
1
رشد غیرطبیعی بافت بدن، مانند تومور یا زائده.
- Der Arzt diagnostizierte einen gutartigen Auswuchs am Bein.پزشک یک رشد خوشخیم در پا را تشخیص داد.
- Dieser Auswuchs muss operativ entfernt werden.این رشد غیرطبیعی باید از طریق جراحی برداشته شود.
- Manchmal sind solche Auswüchse harmlos, aber sie sollten beobachtet werden.گاهی اوقات چنین رشدهایی بیضرر هستند، اما باید تحت نظر باشند.
2
جوانه زدن یا رشد کردن زودتر از موعد یا غیرمنتظره.
- Der Auswuchs der Knospen im späten Winter ist ungewöhnlich.جوانه زدن زودرس غنچهها در اواخر زمستان غیرمعمول است.
- Wir beobachteten den frühen Auswuchs der ersten Blätter.ما رشد زودهنگام اولین برگها را مشاهده کردیم.
- Der Auswuchs der Pflanze war durch die ungewöhnliche Wärme bedingt.رشد زودرس گیاه ناشی از گرمای غیرمعمول بود.
3
نتیجه یا پیامد ناخواسته، منفی یا نامطلوب یک وضعیت یا عمل.
- Die Arbeitslosigkeit ist ein negativer Auswuchs der Wirtschaftskrise.بیکاری یکی از پیامدهای منفی بحران اقتصادی است.
- Dieser Auswuchs der Bürokratie macht alles komplizierter.این نتیجه منفی بوروکراسی همه چیز را پیچیدهتر میکند.
- Die Korruption war ein unerwünschter Auswuchs des Systems.فساد یکی از پیامدهای ناخواسته سیستم بود.