der Auswurf

Aussprache: /ˈaʊ̯svʊʁf/
Worttrennung: Aus·wurf
اسم

خلط، ترشحات تنفسی؛ مواد زائد، تفاله؛ محل خروج (در دستگاه)

Bedeutungen

1

ماده مخاطی یا چرکی که از دستگاه تنفسی (مانند سرفه) خارج می‌شود.

  • Der Arzt bat den Patienten, den Auswurf zu untersuchen.دکتر از بیمار خواست که خلط را معاینه کند.
  • Bei einer Bronchitis ist oft zäher Auswurf ein Symptom.در برونشیت، خلط غلیظ اغلب یک علامت است.
  • Sie hustete und spuckte den Auswurf aus.او سرفه کرد و خلط را بیرون انداخت.
2

مواد زائد، تفاله یا بقایای جامد که از یک فرآیند صنعتی یا طبیعی باقی می‌ماند.

  • Der Auswurf der Kohle wurde zur Energiegewinnung genutzt.مواد زائد زغال سنگ برای تولید انرژی استفاده شد.
  • Der Auswurf des Vulkans bedeckte die Landschaft.مواد پرتاب شده از آتشفشان، منظره را پوشاند.
  • Die Fabrik muss den Auswurf umweltfreundlich entsorgen.کارخانه باید مواد زائد را به شیوه‌ای سازگار با محیط زیست دفع کند.
3

محل یا دریچه خروج مواد یا انرژی از یک دستگاه یا سیستم.

  • Der Auswurf des Abgases erfolgt über ein Rohr.خروج گازهای اگزوز از طریق یک لوله انجام می‌شود.
  • Der Auswurf des Wassers aus dem Ventil war stark.خروج آب از شیر، قوی بود.
  • Der Auswurf des Dampfes aus dem Kessel muss kontrolliert werden.خروج بخار از دیگ باید کنترل شود.