auswürgen
بالا آوردن، استفراغ کردن؛ (پرنده) غذا را از چینه دان بیرون آوردن
Beispiele
- Der Storch ''würgt'' die Beute im Horst wieder ''aus,'' um die Jungen zu füttern.لکلک طعمه را در لانه دوباره بالا میآورد تا جوجهها را تغذیه کند.
- Die Katze ''würgte'' einen Haarball ''aus.گربه یک گلوله مو را بالا آورد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
غذا یا مایعات را از معده به دهان برگرداندن (استفراغ کردن)
- Das Baby hat die Milch ausgewürgt.نوزاد شیر را بالا آورد.
- Er musste den bitteren Geschmack auswürgen.او مجبور شد طعم تلخ را بالا بیاورد.