auswürgen

Aussprache: /ˈaʊ̯svʏʁɡn̩/
Worttrennung: aus·wür·gen
فعل

بالا آوردن، استفراغ کردن؛ (پرنده) غذا را از چینه دان بیرون آوردن

Beispiele

  • Der Storch ''würgt'' die Beute im Horst wieder ''aus,'' um die Jungen zu füttern.لک‌لک طعمه را در لانه دوباره بالا می‌آورد تا جوجه‌ها را تغذیه کند.
  • Die Katze ''würgte'' einen Haarball ''aus.گربه یک گلوله مو را بالا آورد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

غذا یا مایعات را از معده به دهان برگرداندن (استفراغ کردن)

  • Das Baby hat die Milch ausgewürgt.نوزاد شیر را بالا آورد.
  • Er musste den bitteren Geschmack auswürgen.او مجبور شد طعم تلخ را بالا بیاورد.