فعل
تغییر مسیر دادن، شانه خالی کردن، طفره رفتن
معانی و تعاریف ausweichen:
- جاخالی دادن، کنار رفتن (از مسیر چیزی یا کسی برای جلوگیری از برخورد)
- طفره رفتن، اجتناب کردن (از یک موضوع، سوال، مسئولیت)
جملات نمونه برای ausweichen:
Wenn ein Fußgänger auf dem Fahrradweg steht, versucht der Radfahrer ''auszuweichen.''
وقتی عابری روی مسیر دوچرخهسواری ایستاده است، دوچرخهسوار تلاش میکند تغییر مسیر دهد.
Dem Baumstamm auf der Straße konnte ich in letzter Sekunde noch ''ausweichen.''
لحظه آخر توانستم از تنه درخت روی جاده جا خالی دهم.
Herr Heinrich ''weicht'' seit Wochen einem klärenden Gespräch mit seinem Vorgesetzten ''aus.''
آقای هاینریش هفتههاست از یک گفتگوی روشنکننده با مافوق خود طفره میرود.