auswildern

Aussprache: /ˈaʊ̯sˌvɪldɐn/
Wortzerlegung: aus·wil·dern
فعل

به طبیعت بازگرداندن، رها کردن در طبیعت

Beispiele

  • Sie ist ein großartiger Vogel und blieb freiwillig hier, obwohl ich sie wieder ''auswildern'' wollte.او پرنده فوق‌العاده‌ای است و داوطلبانه اینجا ماند، اگرچه من می‌خواستم او را دوباره به طبیعت بازگردانم.

Bedeutungen

1 Akkusativ

حیواناتی را که در اسارت بزرگ شده‌اند یا تحت درمان قرار گرفته‌اند، به زیستگاه طبیعی خود بازگرداندن.

  • Der Zoo plant, die gezüchteten Luchse in den Alpen auszuwildern.باغ وحش قصد دارد گربه‌های وحشی پرورش یافته را در آلپ رها کند.
  • Nach der Genesung wurde der Adler erfolgreich ausgewildert.پس از بهبودی، عقاب با موفقیت به طبیعت بازگردانده شد.