auszacken
دندانه دار کردن، لبه دندانه دار ایجاد کردن
Beispiele
- Wer sich in früherer Zeit Fotos am Rand ''auszacken'' wollte, zahlte einen kleinen Aufpreis für diese Leistung.کسانی که در گذشته میخواستند عکسهایشان را در لبه دندانه دار کنند، هزینه کمی اضافی برای این کار پرداخت میکردند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
لبه یا کناره چیزی را دندانهدار یا کنگرهدار کردن
- Man kann den Rand des Papiers mit einer speziellen Schere auszacken.میتوان لبه کاغذ را با یک قیچی مخصوص دندانهدار کرد.
- Die Maschine zackt die Kanten der Stoffe aus.دستگاه لبههای پارچهها را کنگرهدار میکند.