auszementieren
سیمانکاری کردن، با سیمان پوشاندن
Beispiele
- Die Klärgrube ist leider nicht ''auszementiert''.متأسفانه چاه فاضلاب سیمانکاری نشده است.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را با سیمان پر کردن یا سیمانکاری کردن
- Sie mussten das Loch im Boden auszementieren.آنها مجبور بودند سوراخ کف را با سیمان پر کنند.
- Der alte Brunnen wurde komplett ausgezementiert.چاه قدیمی کاملاً سیمانکاری شد.