auszubügeln

Aussprache: /ˈaʊst͡suːˌbyːɡl̩n/
Worttrennung: aus·zu·bü·geln
Erweiterter Infinitiv

برای اتو کردن، برای رفع کردن (مشکل)

Bedeutungen

1 Akkusativ (مفعول مستقیم)

صاف کردن و از بین بردن چین و چروک پارچه یا لباس با استفاده از اتو.

  • Ich muss noch die Hemden für morgen ausbügeln.من هنوز باید پیراهن‌های فردا را اتو کنم.
  • Die Falten im Tischtuch ließen sich nur schwer ausbügeln.چروک‌های سفره رومیزی به سختی صاف می‌شدند.
2 Akkusativ (مفعول مستقیم)

رفع کردن یا جبران کردن اشتباهات، نواقص یا مشکلات در یک موقعیت یا برنامه، اغلب با تلاش زیاد.

  • Er versuchte, seine anfänglichen Fehler im Projekt noch auszubügeln.او تلاش کرد تا اشتباهات اولیه خود را در پروژه جبران کند.
  • Die Regierung bemüht sich, die negativen Folgen der Wirtschaftskrise auszubügeln.دولت تلاش می‌کند تا پیامدهای منفی بحران اقتصادی را رفع کند.