auszubügeln
برای اتو کردن، برای رفع کردن (مشکل)
Bedeutungen
1
Akkusativ (مفعول مستقیم)
صاف کردن و از بین بردن چین و چروک پارچه یا لباس با استفاده از اتو.
- Ich muss noch die Hemden für morgen ausbügeln.من هنوز باید پیراهنهای فردا را اتو کنم.
- Die Falten im Tischtuch ließen sich nur schwer ausbügeln.چروکهای سفره رومیزی به سختی صاف میشدند.
2
Akkusativ (مفعول مستقیم)
رفع کردن یا جبران کردن اشتباهات، نواقص یا مشکلات در یک موقعیت یا برنامه، اغلب با تلاش زیاد.
- Er versuchte, seine anfänglichen Fehler im Projekt noch auszubügeln.او تلاش کرد تا اشتباهات اولیه خود را در پروژه جبران کند.
- Die Regierung bemüht sich, die negativen Folgen der Wirtschaftskrise auszubügeln.دولت تلاش میکند تا پیامدهای منفی بحران اقتصادی را رفع کند.