auszudrücken
بیان کردن، ابراز کردن، فشردن (آب میوه و غیره)
Bedeutungen
1
Akkusativ
انتقال دادن افکار، احساسات، عقاید یا مفاهیم پیچیده از طریق کلمات، زبان بدن یا هنر به گونهای که قابل درک باشد.
- Es fällt ihr schwer, ihre tiefsten Gefühle des Bedauerns angemessen auszudrücken.بیان کردن عمیقترین احساسات پشیمانیاش برای او دشوار است.
- Der Komponist versuchte, die Melancholie des Herbstes durch dissonante Akkorde auszudrücken.آهنگساز تلاش کرد تا اندوه پاییز را از طریق آکوردهای ناهماهنگ بیان کند.
2
Akkusativ
فشار دادن یا چرخاندن چیزی برای خارج کردن مایع یا هوا، یا برای فعال کردن مکانیزم.
- Um den Saft zu gewinnen, muss man die Früchte gründlich auspressen und den Saft ausdrücken.برای به دست آوردن آب میوه، باید میوهها را کاملاً فشرد و آب آنها را بیرون کشید.
- Er drückte den Knopf aus, um die Notbeleuchtung zu aktivieren.او دکمه را فشار داد تا روشنایی اضطراری فعال شود.