auszudrücken

Aussprache: /aʊ̯sˈtsuːˌdrʏkən/
Worttrennung: aus·zu·drü·cken
Erweiterter Infinitiv

بیان کردن، ابراز کردن، فشردن (آب میوه و غیره)

Bedeutungen

1 Akkusativ

انتقال دادن افکار، احساسات، عقاید یا مفاهیم پیچیده از طریق کلمات، زبان بدن یا هنر به گونه‌ای که قابل درک باشد.

  • Es fällt ihr schwer, ihre tiefsten Gefühle des Bedauerns angemessen auszudrücken.بیان کردن عمیق‌ترین احساسات پشیمانی‌اش برای او دشوار است.
  • Der Komponist versuchte, die Melancholie des Herbstes durch dissonante Akkorde auszudrücken.آهنگساز تلاش کرد تا اندوه پاییز را از طریق آکوردهای ناهماهنگ بیان کند.
2 Akkusativ

فشار دادن یا چرخاندن چیزی برای خارج کردن مایع یا هوا، یا برای فعال کردن مکانیزم.

  • Um den Saft zu gewinnen, muss man die Früchte gründlich auspressen und den Saft ausdrücken.برای به دست آوردن آب میوه، باید میوه‌ها را کاملاً فشرد و آب آن‌ها را بیرون کشید.
  • Er drückte den Knopf aus, um die Notbeleuchtung zu aktivieren.او دکمه را فشار داد تا روشنایی اضطراری فعال شود.